امروز روز جهانی کودک به همه ی شما دوستای خوب که میبینمتون یا نمی بینمتون مبارک باشه ایشالله که همیشه شاد باشید. 

دیشب بابام کلید مغازه اش رو تو مغازه جا گذاشته بود.در قفل شده بود.داداشم میخواست منو از ژنجره بفرسته اون ور
که کلید رو بردارم و درو باز کنم!!
آخه کوچیکتر که بودم یه بار این کارو کرده بودم داداش وحید فکر میکرد الانم می تونم
اما این کار از من بر نمی اومد.سخت بود و می ترسیدم.
آخرشم مجبور شدن قفل رو بشکونن.
امروز به خاطر روز جهانی کودک یه عکس از کوچیکیهای خودم و یه عکس هم از کوچیکیهای آبجی گل دختر می ذارم اینجا(به کمک آبجی گل دختر). ببینین چقدر شیطون بودم
اسباب کشی داریم راستی
بعدا از خونه جدیدمون و تاب و حیاطش عکس میذارم

  نوشته شده در ساعت 








.ولی امروز کلی تو حیاط تمرین کردم و حالا خیلی بلد شدم. می خوام با دوستم مسابقه بدم اما آبجی گل دختر می گه الان زوده باید یاد بگیری تندتر بری. بهش میگم مگه از این تند تر هم میشه رفت؟ 

